Friday, February 25, 2011

من درد مشترکم مرا فریاد کن



من درد مشترک ام. مرا فریاد کن


خانه خالي بود و خوان بي آب و نان
و آنچه بود ، آش دهن سوزي نبود
اين شب است ، آري ، شبي بس هولناك
ليك پشت تپه هم روزي نبود

نغمه نیستم که بخوانی
قصه نیستم که بگویی

من درد مشترک ام. مرا فریاد کن

*****